معنی ۱neutral · 90%
قطعهٔ کوچک و جامدی از دارو که آن را میبلعید
مثالهای طبیعی
Take one pill with water after breakfast.
بعد از صبحانه یک قرص با آب بخورید.
She packed her pills before the long trip.
او پیش از سفر طولانی قرصهایش را در چمدان گذاشت.
Are these pills for reducing pain?
آیا این قرصها برای کاهش درد هستند؟
نکتهٔ کاربردی
`Pill` قابلشمارش است؛ دستورهای دارویی اغلب مشخص میکنند چند قرص و در چه زمانی باید مصرف شود.
ترکیبهای رایج
— قرصی را بهعنوان دارو بلعیدن

