چارچوبی چوبی برای مجازات که در گذشته سر و دستهای فرد را در برابر مردم در آن ثابت میکردند.
مثالهای طبیعی
The museum displays a restored wooden pillory.
موزه یک چوبهٔ رسواییِ چوبیِ مرمتشده را به نمایش گذاشته است.
The pillory once stood in the market square.
چوبهٔ رسوایی زمانی در میدان بازار قرار داشت.
The prisoner was locked in a pillory before the crowd.
زندانی را در برابر جمعیت در چوبهٔ رسوایی بستند.
نکتهٔ کاربردی
امروزه بیشتر در روایتهای تاریخی و موزهها به کار میرود؛ خودِ وسیله متعلق به گذشته است.
