معنی ۱neutral · 90%
از نخستین کسانی بودن که یک روش، ایده یا حوزهٔ جدید را توسعه میدهند، به کار میگیرند یا معرفی میکنند
مثالهای طبیعی
The team pioneered a less invasive surgical technique.
این تیم در توسعهٔ یک روش جراحی کمتهاجمیتر پیشگام شد.
The company pioneered online subscription publishing.
این شرکت انتشار اشتراکی آنلاین را پایهگذاری کرد.
They pioneered a new approach to teacher training.
آنها رویکرد تازهای برای آموزش معلمان معرفی کردند و در آن پیشگام شدند.
نکتهٔ کاربردی
نوآوری را مستقیماً مفعول قرار دهید: `pioneer a method/technique/system/approach`.
