معنی ۱neutral · 90%
لولهٔ توخالی و بلندی برای انتقال آب، گاز یا مواد دیگر
مثالهای طبیعی
A water pipe burst during the night.
یک لولهٔ آب در طول شب ترکید.
The plumber replaced two damaged pipes.
لولهکش دو لولهٔ آسیبدیده را تعویض کرد.
Hot water flows through these pipes.
آب گرم از این لولهها عبور میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Pipe` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— لولهای که آب را منتقل میکند

