دارای طعمی خوشایند و تیز، کمی تند یا ترشمزه.
مثالهای طبیعی
The chef served a piquant tomato relish.
سرآشپز چاشنی گوجهفرنگیِ تندوتیز و خوشطعمی سرو کرد.
A little lemon made the sauce more piquant.
کمی لیمو طعم سس را تیزتر و دلپذیرتر کرد.
The dressing was piquant without being overly hot.
سس سالاد طعمی تندوتیز داشت، بیآنکه بیش از حد تند باشد.
نکتهٔ کاربردی
piquant صرفاً به معنی بسیار تند نیست؛ ترشی ملایم یا ادویه هم میتواند این تیزیِ دلپذیر را ایجاد کند.
