معنی ۱neutral · 88%
گودالی بزرگ یا عمیق در زمین که طبیعی است یا عمداً کنده شده
مثالهای طبیعی
Workers fenced off the deep pit for safety.
کارگران برای ایمنی دور گودال عمیق حصار کشیدند.
Archaeologists uncovered a pit filled with ancient pottery.
باستانشناسان گودالی پر از سفالهای باستانی کشف کردند.
The truck descended into the open pit.
کامیون وارد گودال روباز شد.
نکتهٔ کاربردی
در بافتهایی مانند ساختوساز، باستانشناسی، معدن و خطرات برای یک گودال یا حفاری قابلتوجه به کار میرود.
