محوطهٔ مشخص و خطکشیشده برای انجام یک ورزش، بهویژه فوتبال.
مثالهای طبیعی
The pitch was muddy after heavy rain.
زمین بازی پس از باران شدید گلآلود بود.
Our match starts on the main pitch.
مسابقهٔ ما در زمین اصلی شروع میشود.
Players must leave the pitch during repairs.
بازیکنان باید هنگام تعمیرات زمین را ترک کنند.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی آمریکایی برای بسیاری از ورزشها field رایجتر است.
