معنی ۱neutral · 86%
خوراکی گرد و تختی که با سس گوجهفرنگی، پنیر یا مواد دیگر در فر پخته میشود.
مثالهای طبیعی
We ordered two pizzas for lunch.
برای ناهار دو پیتزا سفارش دادیم.
There is some pizza in the fridge.
مقداری پیتزا در یخچال هست.
Do you like cheese on your pizza?
روی پیتزایت پنیر دوست داری؟
نکتهٔ کاربردی
A pizza یعنی یک پیتزای کامل، اما some pizza یعنی مقداری از آن.
ترکیبهای رایج
— پیتزایی که روی آن پنیر دارد
