معنی ۱neutral · 90%
فلز گرانبها به رنگ سفید نقرهای که در جواهرسازی و تجهیزات صنعتی کاربرد دارد.
مثالهای طبیعی
Her wedding ring is made of platinum.
حلقهٔ ازدواج او از پلاتین ساخته شده است.
Platinum resists corrosion better than many common metals.
پلاتین در برابر خوردگی از بسیاری فلزهای معمول مقاومتر است.
The company recovers platinum from old car parts.
شرکت از قطعات قدیمی خودرو پلاتین بازیابی میکند.
نکتهٔ کاربردی
هنگام نامیدن خود فلز از platinum بدون a استفاده کنید؛ در a platinum ring این واژه جنس حلقه را توصیف میکند.
