در یک بازی، ورزش یا فعالیت سرگرمکننده شرکت کردن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بازی کردن
Deutsch
spielen
Հայերեն
խաղալ
khaghal
مثالهای طبیعی
I play football after school.
من بعد از مدرسه فوتبال بازی میکنم.
The children play outside every day.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /pleɪ/آمریکایی: /pleɪ/
play یک فعل تکهجایی است و همان یک هجا با تکیهٔ کامل تلفظ میشود.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بازی کردن
Deutsch
spielen
Հայերեն
խաղալ
khaghal
I play football after school.
من بعد از مدرسه فوتبال بازی میکنم.
The children play outside every day.
بچهها هر روز بیرون بازی میکنند.
She plays with her doll.
او با عروسکش بازی میکند.
از play برای بازیها، ورزشها و فعالیتهایی که برای سرگرمی انجام میشوند استفاده میکنیم. قبل از نام بیشتر ورزشها حرف تعریف نمیآید: play tennis، play football.
I play the football every week.
I play football every week.
قبل از نام بیشتر ورزشها و بازیها از the استفاده نمیکنیم.
از play وقتی استفاده کن که کسی در یک بازی، ورزش یا فعالیت سرگرمکننده شرکت میکند. وقتی شخص یا چیزی در بازی همراه است، از play with استفاده کن.
جملهٔ درست را انتخاب کن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
نواختن
Deutsch
spielen
Հայերեն
նվագել
nvagel
She plays the piano well.
او پیانو را خوب مینوازد.
He plays the guitar in a band.
او در یک گروه موسیقی گیتار مینوازد.
They play music at parties.
آنها در مهمانیها موسیقی اجرا میکنند.
از play برای سازهای موسیقی و موسیقی استفاده میکنیم. وقتی نام یک ساز را میآوریم، در انگلیسی معمولاً قبل از آن the میآید: play the piano، play the guitar.
She plays piano every day.
She plays the piano every day.
وقتی دربارهٔ نواختن بیشتر سازهای موسیقی صحبت میکنیم، معمولاً قبل از نام ساز از the استفاده میشود.
از play وقتی استفاده کن که کسی موسیقی مینوازد یا اجرا میکند. برای سازها از الگوی play + the + instrument و برای موسیقی از play + music استفاده کن.
جملهٔ درست را انتخاب کن.