معنی ۱neutral · 90%
خوشایند، راحت یا ایجادکنندهٔ احساس خوب
مثالهای طبیعی
We had pleasant weather all weekend.
تمام آخر هفته هوای دلپذیری داشتیم.
The train journey was surprisingly pleasant.
سفر با قطار بهطرز غافلگیرکنندهای دلپذیر بود.
We spent a pleasant evening together.
ما عصر دلپذیری را با هم گذراندیم.
نکتهٔ کاربردی
`Pleasant` یک صفت مثبت با شدت متوسط است و از `wonderful` قویتر نیست.
ترکیبهای رایج
— تجربهای خوشایند

