معنی ۱neutral · 89%
قولی جدی یا رسمی برای انجام دادن، دادن یا حمایت از چیزی
مثالهای طبیعی
The candidate repeated a pledge to publish expenses.
نامزد بار دیگر تعهد خود را برای انتشار هزینهها تکرار کرد.
Her pledge of funds encouraged other donors.
تعهد مالی او دیگر اهداکنندگان را تشویق کرد.
Several pledges focused on reducing waste.
چند تعهد بر کاهش پسماند تمرکز داشتند.
نکتهٔ کاربردی
`pledge` معمولاً برای تعهدی رسمی یا علنی به کار میرود و با `to + infinitive` یا `of + noun` رایج است.
