نمایندهٔ دیپلماتیکی که اختیار مذاکره و اقدام به نمایندگی از دولت را دارد.
مثالهای طبیعی
The plenipotentiary signed the agreement on behalf of his government.
نمایندهٔ تامالاختیار توافقنامه را از طرف دولتش امضا کرد.
Two plenipotentiaries attended the final round of talks.
دو نمایندهٔ تامالاختیار در دور پایانی مذاکرات شرکت کردند.
As plenipotentiary, she could negotiate without further instructions.
او بهعنوان نمایندهٔ تامالاختیار میتوانست بدون دستورهای بیشتر مذاکره کند.
نکتهٔ کاربردی
رسمی و نسبتاً قدیمی است، اما همچنان در متون دیپلماتیک و تاریخی به کار میرود.
