معنی ۱neutral · 90%
بیش از مقدار کافی از افراد یا چیزهایی که دربارهٔ آنها صحبت میشود
مثالهای طبیعی
Don't buy more food; we have plenty.
غذای بیشتری نخر؛ بهاندازهٔ کافی داریم.
There's plenty, so we don't need to hurry.
بهاندازهٔ کافی هست، پس لازم نیست عجله کنیم.
We need chairs, but there are plenty downstairs.
به صندلی نیاز داریم، اما پایین تعداد زیادی وجود دارد.
نکتهٔ کاربردی
`Plenty` یعنی بیش از حد کافی و وقتی اسم حذفشده روشن باشد، میتواند بهتنهایی بیاید.
