مقداری که برای یک نیاز مشخص بیش از حد کافی است.
مثالهای طبیعی
There is plenty of food for everyone.
برای همه غذای کافی و فراوان وجود دارد.
Do we have plenty of time before departure?
آیا پیش از حرکت بهاندازهٔ کافی وقت داریم؟
During years of plenty, the farm sold extra grain.
در سالهای وفور نعمت، مزرعه غلهٔ اضافی میفروخت.
نکتهٔ کاربردی
Plenty of هم با اسمهای غیرقابلشمارش مانند plenty of water و هم با اسمهای جمع مانند plenty of chairs میآید. فعل باید با اسم بعد از آن مطابقت کند.
