با گامهای سنگین و خسته، آهسته راه رفتن.
مثالهای طبیعی
We plodded through the mud toward the station.
در گلولای بهسختی بهسمت ایستگاه قدم برداشتیم.
The hikers were plodding along in silence.
کوهنوردان بیصدا و با قدمهایی سنگین پیش میرفتند.
He plods to work before sunrise.
او هر روز پیش از طلوع آفتاب، خسته و سنگینقدم به محل کار میرود.
نکتهٔ کاربردی
plod بر کندی و زحمتِ راه رفتن تأکید دارد؛ معمولاً فرد خسته است یا مسیر دشوار است.
