سوراخ، شکاف یا دهانهای را مسدود یا پر کردن
مثالهای طبیعی
They plugged the hole with waterproof sealant.
آنها سوراخ را با درزگیر ضدآب پر کردند.
New revenue could plug the funding gap.
درآمد جدید میتواند کسری بودجه را جبران کند.
The medic plugged the wound with sterile gauze.
پزشک زخم را با گاز استریل پر کرد.
نکتهٔ کاربردی
هم برای بستن فیزیکی سوراخ و هم بهصورت مجازی برای جبران شکاف یا کمبود استفاده میشود.
