ناگهان و با سرعت به پایین یا داخل چیزی حرکت کردن، افتادن یا رانده شدن
مثالهای طبیعی
The vehicle plunged into the ravine.
خودرو به داخل دره سقوط کرد.
She plunged into the icy lake.
او داخل دریاچهٔ یخی شیرجه زد.
Plunge the vegetables into cold water immediately.
سبزیجات را فوراً داخل آب سرد فرو ببرید.
نکتهٔ کاربردی
برای ورود ناگهانی و چشمگیر به مکان یا وضعیت از `plunge into` استفاده میشود.
