معنی ۱neutral · 90%
دارای فرورفتگیها، جای زخمها یا حفرههای ریز و متعدد بودن.
مثالهای طبیعی
His pockmarked cheeks showed old acne scars.
روی گونههای فرورفته و جایجوشدار او، اثر جوشهای قدیمی دیده میشد.
The road was pockmarked after months of heavy traffic.
جاده پس از ماهها رفتوآمد سنگین، پُر از چالههای کوچک شده بود.
Workers repaired the pockmarked stone facade.
کارگران نمای سنگیِ پُر از فرورفتگی ساختمان را تعمیر کردند.
نکتهٔ کاربردی
pockmarked شکل ظاهری سطح را توصیف میکند، نه علت پزشکی یا طبیعی آن را؛ از روی این واژه نباید علت آثار روی پوست را حدس زد.
