احساس عمیق اندوه، همدردی یا مهر برانگیختن.
مثالهای طبیعی
The reunion provided a poignant ending to the film.
دیدار دوبارهٔ آنها پایانی تأثربرانگیز برای فیلم رقم زد.
Her letter remains a poignant reminder of his kindness.
نامهٔ او هنوز هم یادآوری تأثربرانگیز از مهربانی آن مرد است.
The photographs felt especially poignant after the anniversary.
پس از سالگرد آن رویداد، عکسها بهویژه تأثربرانگیز به نظر میرسیدند.
نکتهٔ کاربردی
poignant اغلب آمیزهای از مهر و اندوهِ ناشی از فقدان یا حسرت است؛ صرفاً مترادف «نمایشی» یا «مهم» نیست.
