معنی ۱neutral · 90%
مادهای که اگر وارد بدن شود، میتواند باعث بیماری شدید یا مرگ شود
مثالهای طبیعی
The bottle contains a dangerous poison.
این بطری حاوی سمی خطرناک است.
Some frogs produce poison through their skin.
بعضی قورباغهها از طریق پوست خود سم تولید میکنند.
The laboratory studies several natural poisons.
آزمایشگاه چند سم طبیعی را بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Poison` در معنی کلی اغلب غیرقابلشمارش است، اما برای نوع مشخصی از سم میتواند قابلشمارش باشد.

