معنی ۱neutral · 86%
هلدادن یا ضربهای کوتاه با انگشت یا جسمی نوکتیز.
مثالهای طبیعی
A poke in the ribs made him laugh.
ضربهٔ کوتاهی به پهلویش باعث شد بخندد.
She felt several pokes from an umbrella.
چند بار نوک چتر به بدنش خورد.
He gave me a gentle poke on the arm.
او با انگشت ضربهٔ آرامی به بازویم زد.
نکتهٔ کاربردی
بسته به موقعیت، ممکن است شوخیآمیز یا آزاردهنده باشد؛ to poke شکل فعلی است.
ترکیبهای رایج
— ضربهٔ کوتاه به پهلوی کسی
