قطعهای بلند، باریک و معمولاً استوانهای از چوب، فلز یا مادهای دیگر
مثالهای طبیعی
One tent pole snapped during the storm.
یکی از تیرکهای چادر در طوفان شکست.
Workers replaced the damaged utility pole.
کارگران تیر برق آسیبدیده را تعویض کردند.
He balanced the pole across his shoulders.
او میله را روی شانههایش متعادل نگه داشت.
نکتهٔ کاربردی
انگلیسی ترکیبهایی مانند `tent pole`، `flagpole` و `utility pole` را فراوان میسازد.
