مردی که شغل او کار کردن برای پلیس است
مثالهای طبیعی
A policeman helped us find the station.
یک مأمور پلیس مرد به ما کمک کرد ایستگاه را پیدا کنیم.
The policeman is talking to the driver.
مأمور پلیس مرد در حال صحبت با راننده است.
Two policemen are standing outside the bank.
دو مأمور پلیس مرد بیرون بانک ایستادهاند.
نکتهٔ کاربردی
Policeman بهطور مشخص به یک مأمور پلیس مرد اشاره میکند. برای مرد یا زن میتوان از police officer استفاده کرد که اصطلاح خنثیتری است.

