با مالش یا پرداخت، صاف و براق شده.
مثالهای طبیعی
The polished table reflected the afternoon sunlight.
میز صیقلی نور آفتاب بعدازظهر را بازتاب میداد.
His boots looked freshly polished before the interview.
چکمههایش پیش از مصاحبه انگار تازه واکس خورده بودند.
Polished concrete feels smoother than rough stone.
بتن صیقلی از سنگ زبر صافتر است.
نکتهٔ کاربردی
اغلب برای فلز، کفپوش، چوب و کفش استفاده میشود.
