معنی ۱formal · 90%
شامل ازدواج همزمان با بیش از یک نفر بودن.
مثالهای طبیعی
The community once recognized polygamous marriages.
آن جامعه در گذشته ازدواجهای چندهمسری را به رسمیت میشناخت.
Some societies have polygamous marriage traditions.
در بعضی جوامع سنتهای ازدواج چندهمسری وجود دارد.
Their marriage arrangement is polygamous under local custom.
بر اساس رسم محلی، شکل ازدواج آنها چندهمسری است.
نکتهٔ کاربردی
polygamous نوعی رابطه یا ازدواج را توصیف میکند؛ این صفت بهخودیخود به معنای پنهانکاری، خیانت یا غیرقانونی بودن در همهجا نیست.
