معنی ۱neutral · 88%
به شکل جسمی سهبعدی که سطح آن از چندضلعیهای تخت تشکیل شده است.
مثالهای طبیعی
A polyhedral lampshade cast angular shadows on the wall.
آباژور چندوجهی روی دیوار سایههای زاویهدار میانداخت.
The model is polyhedral, unlike the smooth sphere beside it.
این مدل برخلاف کرهٔ صیقلی کنار آن، چندوجهی است.
Architects proposed a polyhedral roof with triangular panels.
معماران سقفی چندوجهی با صفحههای مثلثی پیشنهاد کردند.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی هندسی و طراحی است.
