معنی ۱neutral · 88%
مولکولهای کوچک را به زنجیرهها یا شبکههای بلند موسوم به پلیمر تبدیل کردن یا به هم پیوستن.
مثالهای طبیعی
Under suitable conditions, these molecules polymerize into long chains.
در شرایط مناسب، این مولکولها پلیمریزه میشوند و زنجیرههای بلندی میسازند.
The factory polymerizes the resin before shaping it.
کارخانه پیش از شکلدهی، رزین را پلیمریزه میکند.
The monomers polymerized as the reaction progressed.
با پیشرفت واکنش، مونومرها پلیمریزه شدند.
نکتهٔ کاربردی
در شیمی و صنعت پلیمر کاربرد دارد.
