معنی ۱neutral · 88%
دارای چند هجا، بهویژه بیش از دو هجا.
مثالهای طبیعی
The teacher divided each polysyllabic word into smaller parts.
معلم هر واژهٔ چندهجایی را به بخشهای کوچکتر تقسیم کرد.
Long medical terms are often polysyllabic.
اصطلاحات بلند پزشکی اغلب چندهجاییاند.
Her draft relied heavily on polysyllabic expressions.
پیشنویس او بیشازحد به عبارتهای چندهجایی متکی بود.
نکتهٔ کاربردی
برای توصیف ساختار آوایی واژهها به کار میرود.
