معنی ۱neutral · 90%
ناحیهای کوچک از آب ساکن، طبیعی یا مصنوعی
مثالهای طبیعی
They added a small pond beside the patio.
آنها کنار پاسیو یک برکهٔ کوچک ساختند.
Frogs gathered around the pond at dusk.
قورباغهها هنگام غروب اطراف برکه جمع شدند.
Temporary ponds support unusual insect populations.
برکههای موقت زیستگاه جمعیتهای غیرمعمول حشرات هستند.
نکتهٔ کاربردی
برای پهنهٔ نسبتاً کوچک آب ساکن که اغلب از دریاچه کوچکتر است استفاده میشود.
