معنی ۱neutral · 85%
مواد دفعی جامد بدن انسان یا حیوان
مثالهای طبیعی
There is dog poop beside the park bench.
کنار نیمکت پارک مدفوع سگ هست.
Please clean up your dog’s poop.
لطفاً مدفوع سگتان را جمع کنید.
My son said there was poop in the toilet.
پسرم گفت داخل توالت مدفوع هست.
نکتهٔ کاربردی
Poop واژهای محاورهای است؛ در متن پزشکی feces رسمیتر است.
ترکیبهای رایج
— مدفوع سگ
