معنی ۱neutral · 86%
به شیوهای نامطلوب یا با کیفیت پایین.
مثالهای طبیعی
The class performed poorly on the final test.
دانشآموزان کلاس در آزمون پایانی عملکرد ضعیفی داشتند.
The fish was poorly cooked and tasted bland.
ماهی خوب پخته نشده بود و مزهٔ بیروحی داشت.
Our instructions were explained poorly to new staff.
دستورالعملهای ما برای کارکنان جدید خوب توضیح داده نشده بود.
نکتهٔ کاربردی
poorly میتواند کمبود امکانات یا منابع را هم نشان دهد؛ مانند poorly funded.
