معنی ۱neutral · 88%
داشتن تعداد زیادی ساکن در یک محدودهٔ جغرافیایی.
مثالهای طبیعی
The capital is the country’s most populous city.
پایتخت پرجمعیتترین شهر کشور است.
The populous coastal region needs more public transport.
منطقهٔ ساحلی پرجمعیت به حملونقل عمومی بیشتری نیاز دارد.
This valley is more populous than the neighbouring plateau.
این دره از فلات مجاور پرجمعیتتر است.
نکتهٔ کاربردی
Populous دربارهٔ تعداد ساکنان است؛ densely populated به تعداد افراد در هر واحد مساحت اشاره دارد.
