معنی ۱neutral · 90%
مکانی در ساحل که کشتیها در آن وارد یا خارج میشوند و بارگیری یا تخلیه انجام میشود
مثالهای طبیعی
The ship arrived at the port before sunrise.
کشتی پیش از طلوع آفتاب به بندر رسید.
Thousands of containers pass through the port each week.
هر هفته هزاران کانتینر از این بندر عبور میکنند.
The city developed around a busy port.
شهر در اطراف یک بندر پرتردد توسعه یافت.
نکتهٔ کاربردی
`Port` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— بندری با رفتوآمد زیاد کشتیها یا کالاها

