portion
A1اسم/US /pˈɔrʃən/ PÔRSH-ən; UK /pˈɔrʃən/ PÔRSH-ən/
نصیب، بخش، برخه
JadoLearn Dictionary
معنی portion به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نصیب، بخش، برخه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انشقاق، تفرقه، سرشکنی
تقسیم کردن، سهم بردن، سهم
بسته بندی کردن، رزمه، امانت پستی
چندی، حسب، مقدار
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.