بخش یا سهمی از یک کل بزرگتر
مثالهای طبیعی
A large portion of the budget funds public transport.
بخش بزرگی از بودجه صرف حملونقل عمومی میشود.
They sold a portion of the land last year.
آنها سال گذشته بخشی از زمین را فروختند.
Only a small portion of the report concerns costs.
فقط بخش کوچکی از گزارش به هزینهها مربوط است.
نکتهٔ کاربردی
`Portion of` برای توصیف بخشی از پول، زمین، متن، زمان یا هر کل بزرگتر دیگری مفید است.

