ایجاد کردن؛ مطرح کردن.
مثالهای طبیعی
The broken bridge poses a serious danger.
پل خراب خطر جدی ایجاد میکند.
The new technology poses difficult questions.
فناوری جدید پرسشهای دشواری مطرح میکند.
Such a delay could pose a problem for the project.
چنین تأخیری ممکن است برای پروژه مشکلساز شود.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «pose a threat»، «pose» در معنای «ایجاد کردن» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
