مکان یا وضعیتی که شخص یا چیزی در آن قرار دارد
مثالهای طبیعی
Move the chair to a different position.
صندلی را به موقعیت دیگری منتقل کن.
The map shows our exact position.
نقشه موقعیت دقیق ما را نشان میدهد.
The players moved into their starting positions.
بازیکنان به موقعیتهای شروع خود رفتند.
نکتهٔ کاربردی
برای یک مکان یا نحوهٔ قرارگیری مشخص از position استفاده کن.

