معنی ۱neutral · 85%
با دیدگاه مثبت، امیدوارانه یا تأییدآمیز
مثالهای طبیعی
The manager responded positively to our suggestion.
مدیر به پیشنهاد ما واکنش مثبتی نشان داد.
Try to speak positively about your progress.
سعی کن دربارهٔ پیشرفتت مثبت صحبت کنی.
Customers have reacted positively to the new menu.
مشتریان از منوی جدید استقبال کردهاند.
نکتهٔ کاربردی
Positively قید است؛ positive صفت است.
ترکیبهای رایج
— واکنش مثبت نشان دادن
