معنی ۱formal · 90%
مردمانی که در نسلهای آینده زندگی خواهند کرد، بهصورت جمعی.
مثالهای طبیعی
The letters were preserved for posterity.
نامهها برای نسلهای آینده نگهداری شدند.
Posterity will judge how we treated these forests.
آیندگان دربارهٔ رفتار ما با این جنگلها داوری خواهند کرد.
She recorded her memories so posterity could learn from them.
او خاطراتش را ثبت کرد تا نسلهای آینده از آنها بیاموزند.
نکتهٔ کاربردی
در متون رسمی و تاریخی رایج است.
