postpone
C1اسم/US /poʊstpˈoʊn/ pōstp-ŌN; UK /poʊstpˈoʊn/ pōstp-ŌN/
عقب انداختن، معوق کردن، بتعویق انداختن
JadoLearn Dictionary
معنی postpone به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عقب انداختن، معوق کردن، بتعویق انداختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دیر کرد، تانی، درنگ
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
محیط دانشگاهی؛ جهان آکادمیک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.