ترتیب دادن اینکه یک رویداد یا عمل دیرتر از زمان برنامهریزیشده رخ دهد
مثالهای طبیعی
Organizers postponed the conference until November.
برگزارکنندگان کنفرانس را تا نوامبر به تعویق انداختند.
She postponed having surgery for several weeks.
او انجام عمل جراحی را چند هفته عقب انداخت.
The team postponed the launch after testing failed.
تیم پس از شکست آزمایشها، عرضه را به تعویق انداخت.
نکتهٔ کاربردی
پس از `postpone` از اسم یا `gerund` استفاده میشود، نه مصدر با `to`.
