معنی ۱neutral · 90%
شیوهٔ نگه داشتن یا قرار دادن بدن هنگام نشستن، ایستادن یا حرکت.
مثالهای طبیعی
Good posture can reduce strain during desk work.
وضعیت صحیح بدن هنگام کار پشت میز میتواند فشار را کمتر کند.
She adopted a relaxed posture for the portrait.
او برای پرتره حالتی راحت گرفت.
His posture improved after weeks of exercise.
وضعیت بدنش پس از چند هفته ورزش بهتر شد.
نکتهٔ کاربردی
برای راستای کلی بدن از posture بدون a و برای یک حالت مشخص از a posture استفاده کنید؛ gesture به حرکت معنادار اشاره دارد.
