معنی ۱neutral · 90%
مایعی که باور دارند نوشیدن آن اثر خاص یا جادویی دارد.
مثالهای طبیعی
The wizard offered her a healing potion.
جادوگر یک معجون شفابخش به او تعارف کرد.
Drink the potion before entering the cave.
پیش از ورود به غار، معجون را بنوش.
Their potions turned the villagers invisible.
معجونهای آنها روستاییان را نامرئی کردند.
نکتهٔ کاربردی
Potion بهشدت با دنیای فانتزی پیوند دارد؛ برای داروهای واقعی از medicine یا medication استفاده میشود.
