کیفی کوچک و نرم برای نگهداری یا حمل وسایل.
مثالهای طبیعی
She kept spare coins in a small leather pouch.
او سکههای اضافی را در کیسهٔ چرمی کوچکی نگه میداشت.
A pouch hung from the hiker’s belt.
کیسهای از کمربند کوهنورد آویزان بود.
He zipped the pouch to keep his keys safe.
او زیپ کیسه را بست تا کلیدهایش محفوظ بمانند.
نکتهٔ کاربردی
pouch میتواند کیسهای جداگانه یا متصل باشد؛ pocket معمولاً بخشی دوختهشده در لباس یا وسیله است.
