معنی ۱neutral · 90%
وضعیتی که فرد پول بسیار کمی دارد و توان تأمین نیازهای اساسی را ندارد
مثالهای طبیعی
Many families still live in poverty.
بسیاری از خانوادهها همچنان در فقر زندگی میکنند.
The organization works to reduce poverty.
این سازمان برای کاهش فقر فعالیت میکند.
Unemployment can increase poverty in some communities.
بیکاری میتواند در بعضی جوامع فقر را افزایش دهد.
نکتهٔ کاربردی
`Poverty` معمولاً غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— بدون پول کافی برای نیازهای اساسی زندگی کردن

