practicable
C1صفت/US /prˈæktəkəbəl/ PRĂKT-ək-əb-əl; UK /prˈæktəkəbəl/ PRĂKT-ək-əb-əl/
قابل اجرا، عبور کردنی، صورت پذیر
JadoLearn Dictionary
معنی practicable به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قابل اجرا، عبور کردنی، صورت پذیر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
احتمالی، ممکن، میسر
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
نفرتانگیز؛ بسیار بد
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.