یک فعالیت را بارها انجام دادن تا در یک مهارت بهتر شویم.
مثالهای طبیعی
I practise English every day.
من هر روز انگلیسی تمرین میکنم.
She practises speaking before exams.
او قبل از امتحانها صحبت کردن را تمرین میکند.
They practise playing the piano.
آنها پیانو نواختن را تمرین میکنند.
نکتهٔ کاربردی
از practise وقتی استفاده میکنیم که یک فعالیت را تکرار میکنیم تا در آن بهتر شویم. بعد از آن اغلب نام یک مهارت یا شکل -ing فعل میآید. در انگلیسی بریتانیایی، practise فعل و practice اسم است.

