کلماتی که نشاندهندهٔ تأیید یا تحسین یک نفر یا چیز هستند.
مثالهای طبیعی
Her manager’s praise made her feel confident.
تحسین مدیرش به او اعتمادبهنفس داد.
The paintings received praise from several teachers.
نقاشیها تحسین چند معلم را برانگیختند.
Offer praise when someone makes real progress.
وقتی کسی واقعاً پیشرفت میکند، او را تحسین کنید.
نکتهٔ کاربردی
Praise معمولاً اسم غیرقابلشمارش است: some praise، نه a praise. جمع praises عمدتاً در عبارتهای خاص دیده میشود.
