معنی ۱neutral · 89%
نشاندهندهٔ توجه عمیق به دعا و نیایش یا اشتیاق جدی به آن بودن.
مثالهای طبیعی
The congregation stood in prayerful silence.
حاضران در مراسم، در سکوتی آکنده از نیایش ایستادند.
She remained prayerful during the difficult week.
او در طول آن هفتهٔ دشوار همچنان به دعا و نیایش روی آورد.
A prayerful mood settled over the small chapel.
فضایی نیایشگرانه بر نیایشگاه کوچک حاکم شد.
نکتهٔ کاربردی
prayerful معمولاً حس نیایش و تأمل را منتقل میکند؛ به این معنا نیست که دعای شخص حتماً مستجاب شده است.
